دیکشنری فارسی

frothily

UKfrɔθiliː

معنی فارسی

بطوربي معني ، بي انکه مغزيامعني داشته باشد

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a frothy manner “the champagne poured frothily into the glasses” “Derived from adjective: frothy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن