دیکشنری فارسی

frowsty

UKfraustiː

معنی کامل و مثال‌ها

/frous´tē/adj.

● (انگلیس - هوا) گرم و خفه، دم کرده، گرم و مرطوب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. stale and unclean smelling

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن