frowzier UKfrauziər معنی فارسی بدبو شلخته واژههای دیگر با معنی «بدبو» frowsy بدبو، شلخته، چرک frouzy بدبو، شلخته frowsier بدبو، شلخته frowsiest بدبو، شلخته frowziestfrowsy بدبو، شلخته frowzily بدبو، شلخته frowzy بدبو، شلخته stinkpot بمب بدبو، غذاي بدبو، کوزه گلي stinkbug حشره بدبو، ساس، خرچسونه . halitosis تنفس بدبو، گند دهان.