دیکشنری فارسی

frugality

UKfruːgælitiː USfru'gælətı

معنی فارسی

صرفه جويي امساک ميانه روي سادگي کم خرجي

مترادف‌ها

noun
Economy, thrift, thriftiness, good husbandry.

واژه‌های دیگر با معنی «صرفه جويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن