frumenty
معنی فارسی
گندمي که پوست انراکنده
درشيربجوشانندودارچين وشيريني بان بزنن
معنی کامل و مثالها
/frōō´mǝn tē/n.
● (خوراک : بلغور گندم که در شیر جوشانده شده و به آن شکر و ادویه افزودهاند) فرنی گندم
تعریف انگلیسی
noun
- sweet spiced porridge made from hulled wheat