دیکشنری فارسی

frumenty

معنی فارسی

گندمي که پوست انراکنده

درشيربجوشانندودارچين وشيريني بان بزنن

معنی کامل و مثال‌ها

/frōō´mǝn tē/n.

● (خوراک : بلغور گندم که در شیر جوشانده شده و به آن شکر و ادویه افزوده‌اند) فرنی گندم

تعریف انگلیسی

noun
  1. sweet spiced porridge made from hulled wheat

واژه‌های دیگر با معنی «گندمي که پوست انراکنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن