frumpiest UKfrʌmpiist معنی فارسی شلخته امل واژههای دیگر با معنی «شلخته» dowdier شلخته، بدلباس، ناپسند درپيش مردم dowdiest شلخته، بدلباس، ناپسند درپيش مردم dowdy شلخته، بدلباس، ناپسند درپيش مردم wallydrag شلخته، موجود ضعيف و کمرشد، عقب افتاده sluttish شلخته، پچل، کثيف slatternly شلخته، شلخته وار frumpier شلخته، امل frumpily شلخته، امل frumpiness شلخته، امل frumpish شلخته، امل