fucker
معنی فارسی
گاينده بگا بکن جماع کننده آدم بد قلق آدم ناخوشايند قابل تحقير آدم چيز
معنی کامل و مثالها
/-ǝr/n.
● (خودمانی - ناپسند)
● گاینده، بگا، بکن، جماع کننده
● آدم بد قلق، آدم ناخوشایند، قابل تحقیر
● آدم، چیز
where did you put that fucker?
آن چیز لعنتی را کجا گذاشتی؟
تعریف انگلیسی
noun
- someone who engages in sexual intercourse
- a stupid despised man