دیکشنری فارسی

fucker

معنی فارسی

گاينده بگا بکن جماع کننده آدم بد قلق آدم ناخوشايند قابل تحقير آدم چيز

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● (خودمانی - ناپسند)

● گاینده، بگا، بکن، جماع کننده

● آدم بد قلق، آدم ناخوشایند، قابل تحقیر

● آدم، چیز

where did you put that fucker?

آن چیز لعنتی را کجا گذاشتی‌؟

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who engages in sexual intercourse
  2. a stupid despised man

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن