دیکشنری فارسی

fuelled

US'fju:əld

معنی فارسی

سوخت انگيزه خشم سوخت گيري کردن سوخت دادن (به) سوخت رساندن

واژه‌های دیگر با معنی «سوخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن