fulgurating
معنی فارسی
آذرخشين صاعقه مانند پستا رخش ناگهان و شديد
معنی کامل و مثالها
/-rāt´iŋ/adj.
● آذرخشین، صاعقه مانند، پستا رخش (خاموش و روشن شونده با نور زیاد)، (درد و غیره) ناگهان و شدید (fulgurant هم میگویند)
a fulgurating pain
دردی که با تیر کشیدن همراه است
تعریف انگلیسی
adjective
- sharp and piercing