دیکشنری فارسی

full-bodied

معنی کامل و مثال‌ها

/fool´bäd´ēd/adj.

● (شراب یا خوراک و غیره) قوی و خوشمزه، پر طعم و بو

full-bodied wine

شراب قوی و خوشمزه

● (از نظر اندازه و پهنا یا جنس و نوع) درشت، تنومند، پر مایه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by richness and fullness of flavor “a rich ruby port” “full-bodied wines” “a robust claret” “the robust flavor of fresh-brewed coffee”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن