full-faced
معنی کامل و مثالها
/fool´fāst´/adj.
● دارای صورت گرد، گرد چهر
● (عکس برداری) تمام رخ، رو به دوربین
a full-faced photograph
عکس تمام رخ
/fool´fāst´/adj.
● دارای صورت گرد، گرد چهر
● (عکس برداری) تمام رخ، رو به دوربین
a full-faced photograph
عکس تمام رخ
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن