fulmine
معنی فارسی
باتهديدصادرکردن غريدن منفجرشدن تشرزدن تهديدکردن اتش گرفتن
معنی کامل و مثالها
/ful´min/vi., vt.
● (قدیمی) رجوع شود به: fulminate
باتهديدصادرکردن غريدن منفجرشدن تشرزدن تهديدکردن اتش گرفتن
/ful´min/vi., vt.
● (قدیمی) رجوع شود به: fulminate
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن