fumigation
UKfjuːmigeiʃən
US'fju:mə'geıʃən
معنی فارسی
تدخين دود دادن بخور (دادن) ضدعفوني سازي
تدخين دود دادن بخور (دادن) ضدعفوني سازي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن