دیکشنری فارسی

functionally

UKfʌŋkʃənəliː US'fʌŋkʃənəlı

معنی فارسی

ازلحاظ وظيفه (اندامها) ،

چنانکه وابسته به وظيفه اندامي باشد

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with respect to function “the two units are functionally interdependent” “Derived from adjective: functional”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن