دیکشنری فارسی

funeral

UKfjuːnərəl US'fju:nərəl

معنی فارسی

ايين جنازه همراهي باجنازه جنازه اي دلتنگ کننده تدفيني

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō´nǝr ǝl/adj., n.

(مراسم ختم و به خاک سپاری) خاک سپاری، کفن و دفن، آیین سوگواری

funeral march

مارش عزا

several hundred people attended my father's funeral

چند صد نفر در مراسم ختم پدر من شرکت کردند.

what will be the date of the funeral?

کفن و دفن او چه تاریخی خواهد بود؟

مراسم ختم و سوزاندن جسد

تشییع جنازه

funeral ceremonies

مراسم تدفین

* be one's funeral

بدبخت شدن، روزگار کسی سیاه شدن

if you fail the exam, it's your funeral

اگر در امتحان رد بشوی کارت تمام است.

مترادف‌ها

noun
Obsequies, exequies, burial, interment, burial rites, funeral solemnities, funeral rites.

واژه‌های دیگر با معنی «ايين جنازه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن