دیکشنری فارسی

furcate

معنی فارسی

چنگالي شاخه شاخه ازهم شکافته منشعب شاخه شاخه شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_r´kāt´, -kit/adj., vi.

● چنگال‌دار، چنگ‌دار، چنگالی، چنگال‌دیس، چنگال‌سان

● (مانند چنگال) شاخه شدن، دو (یا چند) شعبه شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. divide into two or more branches so as to form a fork “The road forks” “Something ----s”

مترادف‌ها

adjective
(also furcated)
Forked, fork shaped, branching, divaricated, furcular.

واژه‌های دیگر با معنی «چنگالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن