دیکشنری فارسی

furl

معنی فارسی

پيچيدن (وبالازدن) جمع کردن بستن کنارگذاشتن ازدست دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rl/vt., vi., n.

● (به ویژه پرچم یا بادبان کشتی) دور چوب (یا دیرک یا دکل) پیچیدن (به طوری که در باد به اهتزاز در نیاید)، جمع کردن

when a storm is expected, sails are furled securely around the spars

وقتی توفان در راه است، بادبان‌ها را محکم دور دکل‌ها می‌بندند.

he kept unfurling and furling his umbrella

او مرتبا چتر خود را باز و بسته می‌کرد.

● جمع شدن، بسته شدن

● هرچیز تا شده یا بسته شده، تا شدگی، بسته شدگی

تعریف انگلیسی

verb
  1. form into a cylinder by rolling “Roll up the cloth” “Something ----s” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Fold up, wrap up, roll up, fold, take in, haul in.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن