furring
معنی فارسی
خزدوزي تخته کوبي تخته پوشي دولا
معنی کامل و مثالها
/fu_r´iŋ/n.
● خز (که در حاشیه دوزی لباس به کار میرود)، باریکهی خز
● حاشیه دوزی باخز
● (زبان)بار
● (خانههای چوبی) تخته کوبی، زبانه کوبی (در درون دیوار)
تعریف انگلیسی
noun
- a furlike coating of matter as on the tongue
- strip used to give a level surface for attaching wallboard