دیکشنری فارسی

furtively

UKfəːtivliː US'fə:tıvlı

معنی فارسی

نهاني به پنهاني دزدانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a furtive manner “the soldiers were furtively crawling through the night” “Derived from adjective: furtive”

واژه‌های دیگر با معنی «نهاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن