دیکشنری فارسی

fusee

UKfjuːsiː

معنی فارسی

برامدگي درساق پاي اسب ، لوله سوزان ،

نشان سوزنده

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō zē´, fyōō´zē´/n.

(قدیمی) چوب کبریت بزرگ (که در باد به آسانی خاموش نمی‌شود)

فشفشه‌ی رنگین (که برای آگاهی دادن توسط رانندگان کامیون و لوکوموتیورانان و غیره به کار می‌رود)

(قدیمی) ساعت (مچی یا دیواری)

رجوع شود به: fuze

تعریف انگلیسی

noun
  1. a spirally grooved spindle in a clock that counteracts the diminishing power of the uncoiling mainspring
  2. a colored flare used as a warning signal by trucks and trains
  3. a friction match with a large head that will stay alight in the wind
  4. any igniter that is used to initiate the burning of a propellant

واژه‌های دیگر با معنی «برامدگي درساق پاي اسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن