fusible
UKfjuːzəbl
US'fju:zəbəl
معنی فارسی
گداختني گداخته شدني قابل ذوب
معنی کامل و مثالها
/fyōō´zǝ bǝl/adj.
● همجوشپذیر، گدازپذیر، قابل جوش دادن به هم، جوش خوردنی، قابل ذوب