دیکشنری فارسی

fusil (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō´zil, -sil/adj.

● (قدیمی) گدازپذیر، همجوش‌گر، بهم جوش خوردنی

● بهم جوش خورده، گداخته، مذاب

● ساخته شده از راه گدازش و ریختن در قالب، ریخته‌گری شده (fusile هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن