دیکشنری فارسی

fusillade

UKfjuːzileid US'fju:sı'leıd

معنی فارسی

اتش پي درپي تيرباران تيرباران کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōō´sǝ lād´, -läd´/n., vt.

● (شلیک تند و پیاپی و دسته جمعی) رگبار (گلوله)، گلوله‌باران

● (مجازی) هرچیز تند و پی‌درپی

a fusillade of political questions

رگباری از پرسش‌های سیاسی

● گلوله‌باران کردن، زیر رگباری از گلوله گرفتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. rapid simultaneous discharge of firearms “our fusillade from the left flank caught them by surprise”
  2. attack with fusillade “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن