fusionism
معنی فارسی
پيوندگرايي
معنی کامل و مثالها
/-iz´ǝm/n.
● (تمایل به ایجاد پیوستگی میان احزاب یا دستجات و غیره) پیوندگرایی
پيوندگرايي
/-iz´ǝm/n.
● (تمایل به ایجاد پیوستگی میان احزاب یا دستجات و غیره) پیوندگرایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن