futilely UKfjuːtileiliː معنی فارسی (بطور) بيهوده واژههای دیگر با معنی «(بطور) بيهوده» ineffectually بطور بيهوده، بطور غير موثر، بطور بي فايده absurdly بطور بيهوده و مزخرف، غير معقولانه، بطور محال impracticably بطور غير عملي، چنانکه نتوان اجرا کرد، (بطور) بيهوده ineffectively بطور غير موثر، بي انکه اثري داشته باشد، بيهوده uselessly بطور بيفايده، با نداشتن فايده، بيهوده inanely بطور پوچ يا بي معني، بيهوده (وار)