دیکشنری فارسی

fuze (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōōz/n., vt.

● (ابزار و اسباب‌های گوناگونی که در منفجر کردن بمب و موشک و گلوله‌ی توپ و دینامیت و غیره به کار می‌روند) فتیله، چاشنی، ماسوره

● فتیله‌دار (یا چاشنی‌دار) کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن