gad (2)
معنی کامل و مثالها
/gad/n., vt.
● رجوع شود به: goad
● (معدن) دیلم مفرس، سیخک مفرس
● (سنگ معدن را با دیلم مفرس) خرد کردن
/gad/n., vt.
● رجوع شود به: goad
● (معدن) دیلم مفرس، سیخک مفرس
● (سنگ معدن را با دیلم مفرس) خرد کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن