دیکشنری فارسی

gadgetry

UKgædʒitriː US'gædʒətrı

معنی فارسی

وسايل کوچک مکانيکي.

علاقه به ابزار مکانيکي بدون کاربرد و غير

ضروري، بازيچه گرايي

معنی کامل و مثال‌ها

/gaj´i trē/n.

● بازیچه‌ها، ابزار مکانیکی جالب ولی بی‌فایده و غیر ضروری

● علاقه به ابزار مکانیکی بدون کاربرد و غیر ضروری، بازیچه گرایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. appliances collectively “laborsaving gadgetry”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن