gage (1)
معنی کامل و مثالها
/gāj/n., vt.
● گرو، وثیقه
● (در دوئل شوالیههای قدیم) قول شرف، تعهد (برای شرکت در دوئل)
● به مبارزه طلبی، نفسکش طلبی
● گرو گذاشتن، به وثیقه گذاشتن
● قول شرف دادن، عهد کردن، متعهد شدن
● (ارتش) بند تفنگ
/gāj/n., vt.
● گرو، وثیقه
● (در دوئل شوالیههای قدیم) قول شرف، تعهد (برای شرکت در دوئل)
● به مبارزه طلبی، نفسکش طلبی
● گرو گذاشتن، به وثیقه گذاشتن
● قول شرف دادن، عهد کردن، متعهد شدن
● (ارتش) بند تفنگ
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن