gaingiving معنی فارسی بيم شبهه عدم اطمينان واژههای دیگر با معنی «بيم» misgiving بيم، شبهه، عدم اطمينان apprehensive بيم ناک، نگران، ناراحت sidelobe بيم جانبي رادار، ستونهاي جانبي انرژي آنتن رادار Anglophobe کسيکه ازانگليس بيم، تنفردارد inapprehension نداشتن بيم يا نگراني، بي قيدي، بي ادارکي anglophobia بيم و بيزاري از انگليس occulter صفحه پوشاننده بيم نورافکن aspect angle زاويه انحراف گلوله از بيم رادار، زاويه انحراف مسير گلوله از رادار chlordiazepoxide نام مسکني به فرمول C16H14ClN3O که بيم، و دلواپسي را فروکش ميدهد funk هراس، بيم، ادم ترسو