gall (1)
معنی کامل و مثالها
/gôl/n.
● زهره، صفرا، زرداب
● (متون قدیمی) کیسهی صفرا
● تلخی، زنندگی، عداوت، دلخوری
the gall of repentance and the joy of faith in God
تلخی توبه کردن و شعف ایمان به خدا
● گستاخی، پر رویی
he had the gall to ask for more money
با پر رویی تقاضای پول بیشتری کرد.