دیکشنری فارسی

galled

UKgɔːld

معنی فارسی

زهره صفرا زهره دان پر رويي زخم رنجش مازو پوست رفتن بدخويي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. painful from having the skin abraded

واژه‌های دیگر با معنی «زهره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن