galliard
معنی فارسی
يکجور رقص ، ادم دل زنده وتن درست
معنی کامل و مثالها
/gal´yǝrd/adj., n.
● گرد، دلاور، ستبر، تنومند
● دل زنده، شاداب
● (سدههای 16 و 17) رقص دو نفرهی فرانسوی، رقص گالیارد
● موسیقی گالیارد
يکجور رقص ، ادم دل زنده وتن درست
/gal´yǝrd/adj., n.
● گرد، دلاور، ستبر، تنومند
● دل زنده، شاداب
● (سدههای 16 و 17) رقص دو نفرهی فرانسوی، رقص گالیارد
● موسیقی گالیارد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن