دیکشنری فارسی

gallimaufry

معنی فارسی

خوراک همه چيزدرهم اميزش مخلوط

معنی کامل و مثال‌ها

/gal´i mô´frē/n., pl.

● خوراک پخته شده از زواید و پس مانده‌های گوشت

● هر چیز شلوغ پلوغ، آش شله قلمکار، در هم و بر هم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a motley assortment of things

مترادف‌ها

noun
1. Olio, ragout, hash.
2. Medley, farrago, jumble, miscellany, salmagundi, olio, hotch potch, hodge podge, confused mixture.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن