دیکشنری فارسی

gallipot

معنی فارسی

کوزه لعابي کوچک براي مرهم ياداروهاي ديگر

معنی کامل و مثال‌ها

/gal´i pät´/n.

● ظرف دارو (سبو یا ظرفی که از چینی یا سفال لعاب‌دار است و در داروخانه‌ها در آن دارو نگه می‌دارند)، گالیپات

مترادف‌ها

noun
1. Druggist's pot, glazed earthen pot.
2. See galipot.gall nut
noun
Nut gall, gall.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن