دیکشنری فارسی

gallows

UKgælouz US'gæləuz

معنی فارسی

دار چوبه دار مجازات دار زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/gal´ōz/n., pl.

● چوبه‌ی دار، دار

● دستگاهی به شکل دار که برای آویختن یا ثابت نگهداشتن اشیا به کار می‌رود

● مجازات اعدام (از راه حلق‌آویزی)

a crime worthy of the gallows

جنایتی که سزای آن چوبه‌ی دار است

تعریف انگلیسی

noun
  1. an instrument of execution consisting of a wooden frame from which a condemned person is executed by hanging

واژه‌های دیگر با معنی «دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن