دیکشنری فارسی

galvanizing

UKgælvənaiziŋ US'gælvə'naızıŋ

معنی فارسی

(با جريانهاي الکتريکي) آب دادن ،

روي اندود کردن ، تحريک کردن ، انگيختن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. affected by emotion as if by electricity; thrilling “gave an electric reading of the play” “the new leader had a galvanic effect on morale”

واژه‌های دیگر با معنی «(با جريانهاي الکتريکي) آب دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن