دیکشنری فارسی

galvanomagnetic

معنی فارسی

وابسته به توليد ميدان برقي متقاطع در فلزات و

نيمه رساناها، برقي - مغناطيسي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mag net´ik/adj.

● وابسته به تولید میدان برقی متقاطع در فلزات و نیمه رساناها، برقی‌- مغناطیسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن