gam
معنی فارسی
دسته اي ازبال ياماهي يونس ، دسته شدن ،
ديدني کردن (ازکشتيديگر)
تعریف انگلیسی
noun
- a herd of whales
دسته اي ازبال ياماهي يونس ، دسته شدن ،
ديدني کردن (ازکشتيديگر)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن