game ball معنی فارسی توپ بازي واژههای دیگر با معنی «توپ بازي» hand-ball توپ بازي بادست، توپ دستي، توپي که بادست مي اندازند fives يکجور توپ بازي water polo توپ بازي در آب ballplayers بازي کنندگان با توپ quick-match فتيله توپ يا اتش بازي line-out روش برگرداندن توپ به بازي top spin چرخش فرفره مانند توپ بازي. football فوتبال (يکجور توپ بازي با پا)، توپ فوتبال shinney بازي هاکي که با توپ چوبي بازي شود، چوب بازي هاکي، شيني بازي کردن. play-the-ball روش به بازي گرفتن مجدد توپ پس از حمله، به بازيگر (رگبي)