دیکشنری فارسی

gammon (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/gam´ǝn/n., vt.

● (تخته نرد) مارس (کردن)، مارسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن