دیکشنری فارسی

gammon (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/gam´ǝn/vt.

● (کشتیرانی) دکلچه را به پاشنه‌ی کشتی (عقب کشتی) بستن، تیرآهن بین دکل و پاشنه‌ی کشتی قرار دادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن