دیکشنری فارسی

gamo-

معنی کامل و مثال‌ها

/gam´ō, -ǝ/

● پیشوند (قبل از حرف با صدا: gam-):

● زامه، زام، از راه جفت‌گیری، به وسیله‌ی ازدواج [gamogenesis]

● به هم پیوسته، چسبیده به هم، توام [gamosepalous]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن