دیکشنری فارسی

gamy

UKgeimiː

معنی فارسی

پرشکار ،

داراي بوومزه گوشت شکارکه نزديک فاسدشدن

باشد ، باجرات

معنی کامل و مثال‌ها

/gām´ē/adj.

● مثل گوشت شکار، دارای مزه‌ی تند (در مقایسه با گوشت معمولی)

stale venison loses its gamy flavor

گوشت آهوی مانده مزه‌ی تند خود را از دست می‌دهد.

● سرحال، مشتاق و آماده، دلیر، سرکش

the gamy cow was hard to milk

دوشیدن شیر آن گاو سرکش دشوار بود.

● جلف، (اثر هنری) سبک و زننده

● (بیشتر در مورد اثر هنری) خلاف عفت، ناهنجار، ناخوشایند

a writer who gives all the gamy details

نویسنده‌ای که همه‌ی جزئیات زننده را شرح می‌دهد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used of the smell of meat) smelling spoiled or tainted
  2. willing to face danger
  3. suggestive of sexual impropriety “a blue movie” “blue jokes” “he skips asterisks and gives you the gamy details” “a juicy scandal” “a naughty wink” “naughty words” “racy anecdotes” “a risque story” “spicy gossip”

مترادف‌ها

adjective
High, almost tainted, high flavored.

واژه‌های دیگر با معنی «پرشکار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن