دیکشنری فارسی

ganger

US'gæŋə

معنی فارسی

سرعمله مباشرکارگران مسافرپياده تندرو

معنی کامل و مثال‌ها

/gaŋ´ǝr/n.

● سرکارگر، سرپرست گروهی کارگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the foreman of a work gang

واژه‌های دیگر با معنی «سرعمله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن