دیکشنری فارسی

gangling

معنی فارسی

(spindling ، lanky) طولا ني و دراز،

بلند تراز حد معمول.

معنی کامل و مثال‌ها

/gaŋ´gliŋ/adj.

● (بیشتر در مورد انسان) دراز بی قواره، لاغر و دراز، دیلاق، دراز لق‌لقو (gangly هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tall and thin and having long slender limbs “a gangling teenager” “a lanky kid transformed almost overnight into a handsome young man”
  2. tall and thin

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن