gangway
UKgæŋwei
معنی فارسی
تخته پل پل راهرو گذرگاه مدخل
معنی کامل و مثالها
/gaŋ´wā´/n., interj.
● گذرگاه، معبر، راهرو
● پل موقت (برای رفت و آمد به کشتی)، پل کشتی، پلهی ورودی
● کف یا طبقهی اصلی معدن، راهرو اصلی معدن
● (آمریکا) سراشیب یا سرسرهای که تنهی درختان را برای رساندن به ماشین اره کشی روی آن قرار میدهند
● (به ویژه در پارلمان انگلیس) راهرو (بین ردیف صندلیها)
● (حرف ندا) بروید کنار!، راه را باز کنید!
تعریف انگلیسی
noun
- a temporary passageway of planks (as over mud on a building site)
- a temporary bridge for getting on and off a vessel at dockside
- passageway between seating areas as in an auditorium or passenger vehicle or between areas of shelves of goods as in stores
مترادفها
noun
Passage way, passage.