gaoler UKdʒeilər معنی فارسی زندانبان واژههای دیگر با معنی «زندانبان» warder زندانبان، عصا و گرزي که پادشاهان به دست گرفته، وفرمان خود را مي فهمانند gaoleress زن زندانبان wardership اطاق زندانبان، مقام زندانبان، زندانباني.