gape
معنی فارسی
خميازه ، دهن دره ، نگه خيره بادهان باز ،
خميازه کشيدن ، جداشدن
معنی کامل و مثالها
/gāp, gap/n., vi.
● دهان را کاملا باز کردن (هنگام دهان دره و غیره)، (از فرط تعجب) با دهان باز خیره شدن، زل زدن
the natives gaped at the Europeans
بومیها با دهان باز به اروپاییها نگاه میکردند.
● (در مورد سیاهچال و پرتگاه و غیره) دهان گشودن، دهانه باز کردن
a gaping hole
سوراخ بزرگ (یا بزرگ شونده)
● دهان دره، دهان گشایی، دهان باز (از شدت بهت)
as the lecture dragged on, Ahmad got the gapes
وقتی که خطابه به درازا کشید احمد به دهاندره افتاد.
● (جانورشناسی) میزان گشایش دهان به حداکثر، گشادی دهان
* the gapes
بیماری جوجهی مرغ و خروس و سایر پرندگان که موجب تنگی نفس و خفگی میشود
تعریف انگلیسی
- an expression of openmouthed astonishment
- a stare of amazement (usually with the mouth open)
- look with amazement; look stupidly “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
- be wide open “the deep gaping canyon” “Verb Frames:” “Something ----s”
مترادفها
verb neuter
1. Yawn.
2. Open the mouth (as in staring).
3. Open, dehisce, yawn, be opened, be separated.