دیکشنری فارسی

garçon

معنی کامل و مثال‌ها

/går sōn´/n., pl.

● (فرانسوی)

● پسر، پسربچه

● مستخدم رستوران، پیشخدمت رستوران، گارسن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن